الملا فتح الله الكاشاني
31
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
يا غير آن يا نميآيد آيتى از آيات قرآن بايشان إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ مگر هستيد از آن آيات و معجزات اعراض كنندگان و ترك كنندگان نظر در آن . فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ پس بدرستيكه بدروغ داشتند حق را كه قرآنست لَمَّا جاءَهُمْ آنهنگام كه آمد بايشان فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ پس زود باشد كه بيايد بايشان يعنى ظاهر شود بديشان أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ خبرهاى آنچه بودند كه بدان استهزا ميكردند از وعدهاى عذاب و آن بوقت نزول عذاب باشد بديشان در دنيا يا هنگام ارتفاع رايات اسلام و شوكت ملازمان سيد خير الانام و يا در آخرت نزد مشاهده عقوبت كه عذاب دوزخ است . أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ آيا نديدند و ندانستند كه ما به قوت قهاريه چند هلاك كرديم پيش از ايشان مِنْ قَرْنٍ از گروه گذشتگان يعنى اهل زمانى كه در آن پيغمبرى بود و گويند چون هفتاد سال يا هشتاد سال و اصح آنست كه قرن اهل هر عصرىاند كه ميان ايشان پيغمبرى بوده باشد يا نائب مناب او خواه زمان قليل باشد يا كثير مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ صفت قرنست يعنى آنچنان قرن و گروهى هلاك كرديم كه ايشانرا در زمين آرامگاه داده بوديم و مكنت و نعمت بايشان عطا كرده بوديم ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ آنچه شما را تمكين ندادهايم از وسعت منازل و متاع يا عمر دراز و قوت تمام و خدم و حشم وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً و فرستاده بوديم باران را بر ايشان ريزان و پى در پى وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ و گردانيديم جوى هاى آب را كه پيوسته ميرفت در زير درخت ايشان يا در زير قصرهاى ايشان يا انهارى كه در تحت تصرف ايشان بود بهر نوع كه مىخواستند ببساتين و مزارع ميبردند مراد آنست كه ايشان در رفاهيت وسعت عيش بودند ميان انهار و اثمار فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ پس هلاك كرديم ايشان را بگناهان ايشان و سود نداد آنهمه نعمت و فراغت وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ و از نو پيدا كرديم از پس هلاك ايشان قَرْناً آخَرِينَ گروهى ديگر بدل ايشان غرض آنست كه حق تعالى همچنانكه قادر بود به آنكه هلاك كند قرون سابقه را چون عاد و ثمود و بيافريند بدل ايشان قوم ديگر را همچنين قادر است كه مثل اين را در حق شما بجاى آرد پس از خواب غفلت بيدار شويد تا از مثل اين نوع عذاب برهيد مروى است كه نصر بن حارث و امثال او نزد رسول آمده گفتند اى محمد ما به تو ايمان نخواهيم آورد تا وقتى كه چهار فرشته با نامهء نوشته از آسمان نازل شوند و گواهى دهند كه اين كتاب از خدا